تبلیغات
kodake shad - جوکهای کودکانه
سه شنبه 4 خرداد 1389

جوکهای کودکانه

   نوشته شده توسط: Mehdi    نوع مطلب :

جوک های باحال


 
  
  موشی به ماری میرسد و به او می گوید: دوست من میشه از حرف (ش)

استفاده نكنی

مار میگه: باشه موشه.


  
 
 
 
 

 یك روز مظفر دم یك مغازه می ایسته و می خنده تا حدی كه قرمز میشه،

صاحب مغازه می پرسه واسه چی می خندی؟

مظفر میگه : آخه این جوك آخری را نشنیده بودم!


 
 
 

  یكی برنج تبرك می خرد . در برنج رو كه باز میكنه میگه : پس آقا حمیدش

كو؟


 
 
  
  مادر : بیژن، من دارم میرم بیرون به كبریت دست نزنی ؟

بیژن : نه مادر ، فندك بابا پیش منه. 
 
  
 

 یك پرگار ضربه مغزی میشه، مستطیل میكشه. 


 
 
  
  اتوبوسی آرام از سرازیری پایین می آمد و مردی بدنبال آن می دوید. یك نفر

گفت: فكر نكنم بتونی بهش برسی ، مرد جواب داد: دعا كن كه برسم، چون

راننده اتوبوسم.


 
 
  
  یكی استادیوم میره بجای اینكه فوتبال نگاه كنه به راست و چپ و بالای

سرش را با تعجب نگاه می كرد.

بهش می گویند: چرا فوتبال نگاه نمی كنی؟

میگه : دارم دنبال كلمه ی زنده می گردم. 


 
 
  
  یك نفر پدرش فوت میكند مراسم هفتش شلوغ میشود برای چهلمش بلیط می فروشد.

 


 
 
  
  بریده جراید: خواندن شعر می تواند باعث كاهش ضربان قلب، آرامش عمیق

و تنفس منظم شود.

دكتر به بیمار : پدرجان ، به نوه ات بگو روزی سه بار برایت شعر بخواند.


 
 
  
  از پدری می پرسند : شما چند فرزند دارید؟

پدر : نمی دانم یك فرزند 50 ساله دارم یا 5 فرزند 10 ساله.


 
 
  
  جراید: مصرف ماهی باعث تكلم زودتر كودك می شود.

گربه به صاحبخانه : به خدا این ماهی را برای خودم نمی خواهم . نسخه

دكتره ، آخه بچه ام زبون باز نمی كنه.

 
  
  معلم : ماه های خارجی را نام ببرید.

شاگرد: فروردین ، اردیبهشت ، ....و

معلم : اینها كه فارسی اند.

شاگرد : خوب ترجمه اشان كردم.

 

kodakshad.mihanblog.com



برچسب ها: جوکهای کودکانه ، جوکهای بی مزه ، جوکهای kodakshad ،