تبلیغات
kodake shad - جوکهای بامزه فروردین 89
یکشنبه 22 فروردین 1389

جوکهای بامزه فروردین 89

   نوشته شده توسط: Mehdi    نوع مطلب :

جوکهای باحال

 

معلم: آخرین دندانی كه در می آید چه دندانی است؟

شاگرد: دندان مصنوعی است!

 


 
  
 یك روز كبریتی سرش را می خاراند، آتش می گیرد.


 


 
 
 
 

 

 

 معلم:بگو ببینم، كمبوجیه چه جور پادشاهی بود؟

شاگرد:پادشاه بدی نبود، فقط همیشه از كمبود بودجه شكایت داشت.


 


 
   
  معلم : بنویس صابون

شاگرد روی تخته نوشت ، سابون

معلم : ببین عزیزم صابون با ص است نه با س

شاگرد : خانم فرقی نمی كند نگران نباشید اینم كف می كند  
 


  
  دو نفر دروغگو به هم رسیدند

اولی گفت : من دیشب توی كره ماه شام خوردم

دومی : آره ، وقتی از كره ی مریخ برمی گشتم تو را در كره ماه سر سفره دیدم
 
 

  
  مادر : علی بیا اسفناج بخور آهن دارد

علی : آخر مادر جان الان آب خوردم می ترسم زنگ بزنم 
 
 


  
  پدر : حالا كه رفوزه شدی به كسی نگو تا آبرویت نرود

 پسر: چشم پدر، به همه سفارش كردم تا به كسی نگویند


 
 
 
  خبرنگار: چرا قبل از هر بازی به حمام می روی؟

فوتبالیست: برای اینكه گلهای تمیز بزنم.!!!!
 


  
  اولی : چرا گریه می كنی؟

دومی : چون اگر یك دقیه زودتر رسیده بودم از اتوبوس جا نمی ماندم

اولی : ولی طوری گریه می كنی كه انگار اتوبوس دو ساعت پیش رفته بود!!!! 
 


  
  معلم: بگو به غیر از اكسیژن چه چیزهایی در هوا وجود دارد؟

شاگرد : آقا اجازه، كلاغ ، مگس ، پشه !!!!....


 
 
 
  معلم: چند وقت است كه حمام نرفتی؟

شاگرد: از موقعی كه امیركبیر در حمام كشته شد.


 
 
  
 
kodakshad.mihanblog.com


برچسب ها: جوک 89 ، جوک های باحال ، جوک های باحال 89 ، جوک ، جوک های کودکانه 89 ، 89 ، فروردین 89 ، جوک های خنده دار 89 ، جوک های خنده دار ، kodakshad.mihanblog.com ، جوک های مخصوص kodakshad ، kodakshad 89 ، طنز ،