تبلیغات
kodake shad - جوک کودکانه
یکشنبه 5 دی 1389

جوک کودکانه

   نوشته شده توسط: Mehdi    نوع مطلب :

جوک کودکانه

اولی:تا به حال به هیچ یک از آرزوهای دوران کودکی ات رسیده ای؟
دومی: بله،وقتی بچه بودم و مادرم موهایم را شانه می کرد،آرزو داشتم کچل شوم!
----
سعید:چرا برادرت را از جلسه امتحان بیرون انداختند؟
احمد:آخه تقلب کرده بود.
سعید:چه جوری؟
احمد:سر امتحان علوم دنده هایش را شمرده بود

----
اولی:آقا چرا دیروز نیامدید زنگ درمان را درست کنید؟
دومی:آمدم ولی هر چه زنگ زدم کسی در را باز نکرد!
----
پسر کوچولو:خاله جان از هدیه ایی که برایم آوردید خیلی متشکرم.
خاله:عزیزم لازم به تشکر نیست چون این هدیه ناقابل است.
پسر:من هم همین را می گفتم ولی مامان اصرار داشت که از شما تشکر کنم!
----
یه نفر مغازه بادكنك فروشی باز می كنه ولی بعد از مدت كوتاهی ورشكست می شود،
چون بادكنكهایش را به شرط چاقو می فروخت
----
یك نفر می خواست یك ماهی را خفه كنه هی سر ماهی را زیر آب می كرد و در می آورد
----
یك نفر به كله پزی می رود.
فروشنده از مشتری می پرسد: آقا چشم بذارم؟
مشتری: بله، ولی اول بذار قایم بشم.
----
روزی خودكار آبی پدرش می میره تا یكماه مشكی می نویسه
----
مادر : بیژن، من دارم میرم بیرون به كبریت دست نزنی ؟
بیژن : نه مادر ، فندك بابا پیش منه !!!
----
یك پرگار ضربه مغزی میشه، مستطیل میكشه !!!
----
اولی: تو فكر می كنی با دیدن عددها می توان آینده را پیش بینی كرد؟
دومی : بله، مادر من می تواند . چون از اول سال كه مادر كارنامه ام را دید گفت : تو آخر سال از ریاضیات تجدید می شوی . و اتفاقا همینطور هم شد
----
پدر : از پسر همسایه یاد بگیر ، درست هم سن و سال تو است ولی شاگرد اول شده .
پسر : پدرجان شما هم كه هم سن و سال دایی هستید چرا مثل او دكتر نشدید ؟
----
شخصی خودكارش تمام می شه ، ترك تحصیل می كنه
----
به یك فضول می گویند: اگر نصف دنیا را به تو بدهیم قول می دهی فضولی نكنی!!!!!
فضوله میگه : نصف دیگرش را به كی می دهید ؟
----
مردی سکه ای به هوا می اندازد، شیر می آید، فرار می کند
----
مردی خر خر کنان خوابیده بود و دخترش کنارش بازی می کرد که ناگهان مرد غلطی زد و خرخرش قطع شد.
دختر کوچولو گفت : مامان بیا ببین بابائی موتورش خاموش شد!
----
یکی به جدول برخورد می کنه می شینه حلش می کنه
----
به یك بچه میگویند با فرشاد جمله بساز. می گوید : روح غضنفرشاد.!!!!
----
به لاک پشت میگویند: یك دروغ بگو.
می گوید: دویدمو دویدم !!!
----
به فردی می گن: اگه آب نبود، چی می شد؟
می گه: اون وقت شنا یاد نمی گرفتیم، بعد غرق می شدیم!
----
مهمان:عجیبه چیكار كردید كه از دست موشها راحت شدید و دیگه موش ندارید؟
میزبان:از همین شیرینی ها كه روی میزه به خوردشون دادیم!
 
 
kodakshad.mihanblog.com

برچسب ها: جوکهای کودکانه ، جوک ، های ، کودکانه ، جوکهای باحال ، جوکهای ، باحال ،